محرم

۱۱ شهریور ۱۳۹۸

ماه خون

قطعه «ماه خون» از دیوان حب، در وصف آغاز ماه محرم است.

محرم ماه حرمت ماه خون است / غم و حزن و مصیبت ها فزون است محرم نکته ی گویای تاریخ / بگوید ظلم و جور ها سرنگون است محرم آمد و دل ها غمین شد / به دل ها ناله گریان عُیون است محرم آمد و دل ها شکسته / به هر که بنگرم بینم محزون است محرم شد عزا و ماتم و سوز / غم و غصه ز حد خود برون است محرم وقت معراج جوانان / بروی خاک فتادند و گلگون است محرم وقت معراج حسین است / بگو عاشق که سَیْر سوی کَیْنون است دیوان حب، ج۳، ص ۸۴
۲۱ شهریور ۱۳۹۷

عفو و امان

قطعه «عفو و امان» از دیوان حب مصیبت شهادت حرّ ریاحی رحمه الله علیه است.

بیامد حُر به نزد شاه خوبان / بیامد تا بگیرد عَفو و اَمان گرفته دست به روی سر محزون / بیامد بهر توبه چشم گریان بگفت جانم فدایت نورد دیده / خودم باعث شدم این همه نقصان گمانم این نبود این جا رسد کار / بجنگ و تشنگی و خون و عصیان حسین فرمود ز اسب خود فرود آی / قبول است توبه ات جای تو رضوان بگفت خواهم سواره جنگ نمایم / نمود حمله به قوم نا مسلمان فراوان کشت ز اهل کوفه اما / بکشتند مرکبش را قوم عدوان پیاده جنگ نمود تا که شهید شد / رسید بالین او شاه شهیدان سر حر را گرفت بر روی دامن / ببست دستمال به […]
۲۰ شهریور ۱۳۹۷

زمین کربلا

قطعه «زمین کربلا» از دیوان حب، در وصف ورود حضرت امام حسین، خوانواده و یاران او سلام الله علیهم به کربلا است.

روز دوم از محرم سال شصت و یک چرا / شد حسین بین علی وارد به دشت نینوا کرد سوال و گفت چه نام باشد برای این زمین / در جواب گفتند بود نامش زمین کربلا اشک به چشمان حسین آمد چو بشنید نام آن / گفت پناه گیرم خدایم را ز اندوه و بلا گفت به یارانش که بارگیرید رسیدیم بر مراد / گفت حسین باشد همین جا منزل و مأوای ما جد من فرمود که این جا قتلگاهِ ما بود / قبر ما در کربلا و تربتش باشد شفا زینب کبری چو بشنید از برادر این سخن / گریه کرد و گفت برادر، جان من بادا فدا گفت برادر جان مگر توکشته می […]
۳۱ شهریور ۱۳۹۶

گفت به یارانش که بارگیرید رسیدیم بر مراد

گفت به یارانش که بارگیرید رسیدیم بر مراد گفت حسین باشد همین جا منزل و مأوای ما جد من فرمود که این جا قتلگاه ما بود قبر ما در کربلا و تربتش باشد شفا دیوان حب، ج۳، ص۸۴