اگر انسان بخواهد به مقام بالا برسد اول باید بندگى کند سپس از راه عبودیت مىتوان به بالا رسید. شاعر در این زمینه مىگوید:
از عبادت نى توان الله شد / مىتوان موسى کلیم الله شد
ولى مىتوان گفت :
از عبادت مىتوان الله شد / وانگهى موسى کلیم الله شد
در بیانى آمده، «العبودیّه جوهره کنهها الربوبیه» (تفسیر نورالثقلین، محدث شیخ عبدعلى بن جمعه، المطبعه العلمیه، قم، بی تا، ج ۴، ص ۵۵۶) ذات بندگى کردن خدایى کردن است، به جز عبادت راهى بسوى خداوند نیست، پس بشر باید بنده باشد. خدایا مرا بنده قرار بده، آن هم نه بنده این و آن، نه بنده زر و زور، نه بنده مال و منال، نه بنده پست و مقام، نه بنده دنیا و شهوت، مرا بنده خودت و از بندگان خودت قرار بده.
خداى تعالى بندگان خاصى دارد حضرت مىفرماید: مرا از بندگانى که مختص به خودت مىباشند قرار بده. انسان باید بنده خدا باشد و فقط خداى خودش را عبادت کند و از او فرمان ببرد، پس خدایا مرا در این روز از بندگان خودت قرار بده آن هم از بندگان صالح خودت. بندهاى که اهل صلاح و صالح باشد. صالح کسى است که قائمون بحقوق الله باشد، طبق بیان «تخلّقوا باخلاق الله»، یعنى عبد صالح کسى است که براى حقوق خداوند تعالى قیام مىکند. تمام اخلاق الهى را در خودش پیدا مىکند، مظاهر تمام اسماء و صفات الله مىشود. عبد صالح آن کسى است که مطیع خدا است، هر کار کند با اجازه خدا کند.
عبد صالح قانِتْ و مُطیع باشد، مطیع کسى است که هر چه مولى بفرماید او دست بسته در اختیار مولى باشد، مانند میّت در دست غسال، به هر طرف او را بگرداند او مىگردد، وقتى انسان از بندگان صالح و مطیع خداوند تعالى شد لیاقت دوستى با خدا را پیدا مىکند. دوست و نزدیک خداى تعالى مىشود.
بیان رسا، ج ۱، صص ۱۳۹-۱۴۰