قبله خوبان عالم مقصد لاهوتیان / ساقی بَزمِ خُلُودْ است رهبر قُدوسیان
یک گل از باغ رسالت چیده شد از باغ گل / از مدینه آورند سوی خراسان در عیان
بارها بنمود وداع با قبر جدش مصطفی / گریه می کرد اشک می ریخت بوالحَسَن آن جانِ جانان
حضرتش فرمود مرا بیرون برند از این حرم / کشته گردم در غریبی تنهایِ تنها چُنان
اهل خود جمع کرد و گفتا گریه ها بر من کنید / بشنوم گریه ز بهر می کنید این دم چنان
بُرد جوادش در کنار بقر جد خود نبیّ / تا خدا حفظش کند باشد سبب جانِ جهان
عاشقا گفتا جواد جان من است بین شما / جملگی در تحت فرمان و مطیعش هر زمان
دیوان حب، ج۳، ص ۲۴۳