admin

۵ مهر ۱۳۹۸

عبادت و خسران

نوع مردم به اطاعت و عبادت خودشان، حالت کسب مى‌دهند؛ یعنى عبادت مى‌کنند تا به آنان ثواب داده شود. قرآن کریم مى فرماید: «إِنَّ آلْإِنسانَ لَفِى خُسْرٍ» به سبب آن که کاسب هستند ضرر مى‌کنند. غنچه های نشکفته، ص ۵۱۰
۲۰ شهریور ۱۳۹۸

شاهد کرببلا

قطعه «شاهد کرببلا» از دیوان حب، مصیبت شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام است.

یادگار کربلا و شاهد کربلا / خود بدیده ظلم و جور کوفیان بی وفا هم بدیده قتلگاه و هم کنار علقمه / جسم های پاره پاره زیر آفتاب سر جدا رأسِ بابا روی نیزه در میان کوچه ها / کوفیان بر او زنند سنگ بد بگویند از جفا خود گرفتار غُل و زنجیر کین، شام خراب / رأس پر خون حسین، چوب یزید، طشت طلا بعد از آن کرببلا و آن اسارت راه شام / در مدینه آمده لکن گرفتار بلا ظلم ها دید از وَلید و آلِ مروانِ پلید / بس اذیت ها بدید از آل مروان در خفا بارها در خانه مسدود و به زندان بود به حَبس / بس اذیت ها و […]
۱۸ شهریور ۱۳۹۸

خطبه

قطعه «خطبه» از دیوان حب، در وصف شب عاشورا و مصیبت شهادت حضرت امام حسن علیه السلام است.

شب عاشور و کربلا و صواب / حسینم خواند یکی خطبه به اصحاب بگفتا بیعتم برداشتم یکجا / نباشد بیعتی بهرم ز هر باب شب تاریک بلامانع بیابان / بهر جائی روید تاریکی حجاب روید از کربلا هر جا که خواهید / نگیرند دشمنان از شما رکاب در این دشت و بیابان دشمنانم / یقین خواهند مرا تنها و خو ناب برادر زادگان و یاورانش  / بپاخاستند و هرکس گفت جواب اول فردی که برخواست از میانه / عباس نامدار آن فرد کامیاب همه گفتند شها دست بر نداریم / فدایت جان مال و نان و هم آب اگر کشته شویم ما ها هزار بار / یقیناً بر نداریم دست ز ارباب دعا فرمود ز […]
۱۷ شهریور ۱۳۹۸

دو دست نازنین

قطعه «دو دست نازنین» از دیوان حب، مصیبت شهادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام است.

علمدار رشیدم ای برادر / تو فرزند علی ساقی کوثر عمود آهنین بر فرق تو زد / حَکیمِ بنِ طُفَیلْ آن معدن شر دو دستت قوت و یار حسین بود / دو دستت را جدا کردند ز پیکر ندیده کس به عالم این چنین ظلم / که سقا تشنه لب باشد تو بنگر کنار نهر آب سقای تشنه / بکشتند زاده ی حیدرِ صفدر نمودند قطعه قطعه پیکرش را / چه گویند گر چنین آید به مَحشَر دو دست نازنینش قطع نمودند / یقین عاشق خدا دادِه بال و پر دیوان حب، ج۳، ص۱۸۳
۱۶ شهریور ۱۳۹۸

جسم اکبر

قطعه «جسم اکبر» از دیوان حب، مصیبت شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام است.

علی شد عازم میدا کفار / بکشت بسیار از آن قوم شَرَربار بزد شمشیر بفرقش مُره نامی / شکافت فرقش به تیغ آن ستمکار بزد لشکر به تیغ بر پیکر او / بدن مجروح و پاره شد په بسیار ز صدر زین به روی خاک میدان / بیفتاد اکبر گلگون به رخسار زدند تیر بر گلوی نازنینش / به خون غلطان علی از جور مکار حسین آمد جوانش غرقه در خون / گل پرپر میان آن همه خار بیامد زینب کبرا ز خیمه / بدید نَعْشِ علی، روزش بشد تار به روی حسم پاره پاره افتاد / دو چشم گریان دلش چر درد و داغدار حسین و خواهرش بر جسم اکبر / چه کردند عاشقا […]
۱۵ شهریور ۱۳۹۸

غنچه پرپر

قطعه «غنچه پرپر» از دیوان حب، مصیبت شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام است.

اصغر من غنچه ی پرپر شده / تشنه لب است وارد کوثر شده شیری اگر نیست که بنوشد علی / سیراب ز تیر دشمنِ شر شده غنچه ی نشکفته مادر علی است / پاره گلو در بر مادر شده آیه ی صد پاره قرآن نگر / نشان تیر علی اصغر شده اگر گلوی اصغرم تشنه است / خونِ روان جاری ز حنجر شده اگر حسین ندارد یار دگر / با خون خود اصغرش یاور شده مظلومیت را ز برای پدر / ثابت نمود، عاشق ثَناگَر شده دیوان حب، ج۳، ص ۲۰۸
۱۴ شهریور ۱۳۹۸

پرپر

قطعه «پرپر» از دیوان حب، مصیبت شهادت حضرت قاسم علیه السلام است.

بکشت قاسم از آن قوم شَرَر بار / فراوان مردمی دون و تَبَه کار  بزد بر فرق  سر شمشیر بُرّان / اَزَدِیِ پلید آن مرد مَکار صدا زد ای عمو دریابم این دم / به تعجیل آمد آن عم بزرگوار حسین زد دست قاتل را جدا کرد / بزد لشکر فراری داد بسیار حسین در حال جنگ است جسم قاسم / بزیر سم اسب ها گشته خاکسار رسید بالین قاسم شاه مظلوم / بغل بگرفت عزیزش را جه دیدار بدید قاسم به حال دادند جان / به چشمش روز روشن شد شب تار چه سخت است بر عمو او را بخوانی / اجابت کی تواند ای امیدوار اجابت گر کند سودی ندارد / کند خوار […]
۱۳ شهریور ۱۳۹۸

پور بوطالب

قطعه «پور بوطالب» از دیوان حب مصیبت شهادت حضرت مسلم علیه السلام است.

نسل پاک پور بو طالِب عقیل خوش روان / نور چشمان عقیل و نور ماه آسمان حامی دین و ولایت حامی سلطان عشق / حامی اسلام و قرآن جان قرآن را بیان مردم کوفه همه دعوت نمودند از حسین / نایب خود را روان کرد سوی کوفه جانِ جان اول کار کوفیان بَیعَت نمودند مسلمش / بعد شکستند بیعت و تنها بماند آن میهمان یک شبی در خانه طوعه بحال سجده بود / صبح به جنگ اندر میان کوچه ها با کوفیان لشگر ابن زیاد و اهل کوفه حمله ور / نایب خاص حسین، تنها ولی شیر ژیان کشته ها را پشته می ساخت لرزه بر کوفه فتاد / حیله و نیرنگ نمودند مسلم دادند […]
۱۱ شهریور ۱۳۹۸

ماه خون

قطعه «ماه خون» از دیوان حب، در وصف آغاز ماه محرم است.

محرم ماه حرمت ماه خون است / غم و حزن و مصیبت ها فزون است محرم نکته ی گویای تاریخ / بگوید ظلم و جور ها سرنگون است محرم آمد و دل ها غمین شد / به دل ها ناله گریان عُیون است محرم آمد و دل ها شکسته / به هر که بنگرم بینم محزون است محرم شد عزا و ماتم و سوز / غم و غصه ز حد خود برون است محرم وقت معراج جوانان / بروی خاک فتادند و گلگون است محرم وقت معراج حسین است / بگو عاشق که سَیْر سوی کَیْنون است دیوان حب، ج۳، ص ۸۴
۴ شهریور ۱۳۹۸

شیرینى ذکر خدا

مطالبی که پیشنهاد می شد پیش از مطالعه این مطلب مطالعه کنید: ذکر خدا ذکر خفی و جلی ذکر خدا شیرین است، اگر شیرینى ذکر خدا در جان انسان افتاد دیگر هیچ شیرینى به آن نمى‌رسد. جناب اویس قرنى مى‌گوید: (امشب شب رکوع است) و تابه صبح رکوع مى‌کند یا مى‌گوید: (امشب شب سجده است)، تا صبح سجده مى‌کند، یا مى‌گوید (امشب شب قیام است)، تا صبح در قیام است. و یا جناب بلال حبشى که دلى سفید دارد وقتى مشرکین به او مى‌زنند تا از خداى محمد صلّى الله علیه و آله و سلّم دست بردارد، او دست بردار نیست، در جواب کفار مى‌گوید: احد، احد، احد، احد،… او را بر روى ریگ داغ […]
۲۸ مرداد ۱۳۹۸

شه بَطْحا

قطعه «شه بَطْحا» از دیوان حب، غدیریه ای در وصف حضرت امام علی علیه السلام است.

سروش غیب نِدا دادی ز جا خیز و بیا بالا / ز فوق عرش و اَوْاَدنی و یا از این و آن اعلی بیا بنگر جمال بی مثال دلربای خود / بخوان مدح و ثنای او به هر لفظ و به هر معنا بخوان مدح غدیر خُم بخوان عید غدیر آمد / بخوان مدح و ثنای صاحب عید و خودِ مولا عجب عیدی است به عالم کَی توان مانند آن را دید / همان عید ظهور و باطن واقع شده گویا همان عیدی است خداوند حکیم عادل قادر / فرستاد جبرئیل بر پیمبر کای نبی ما رسان بر مردمان پیغام ربّ عالم هستی / همان پیغام که بارها گفته شد بر حضرتت آشنا پیام ما […]
۲۵ مرداد ۱۳۹۸

هادی پاک

قطعه «هادی پاک» از دیوان حب مولودیه حضرت امام محمد نقی علیه السلام است.

ساقیا جامی عطا کن زان می جام وصال / صبح و شب زان می بنوشم صبح و شب بر من حلال صبح وشب نوشم شوم مست زان می حال آورم / حال من نیکو شود هرکز نگردم حال بحال  آن می جامِ وصال خوشرنگ و خوش طعم و مزه / رنگ آن می ارغوانی یا که لعل، صاف و زلال از عطایت گر شوم مست زان می جان پرورم / صبح دم مدحی بخوانم مدح مولود بی مثال در گلستان حوالی مدینه گل شکفت / غنچه ئی بشکفت جوار سیده در اعتدال  غنچه سمانه بشکفت از گلستان جواد / آفرین بر این گل و بر غنچه و گلدان نهال نازل آمد از خدای متعال در […]