سروش غیب ندایم داد ز رخ بردار نقاب امشب / سر از خاک گران بردار نباشد وقت خواب امشب بود امشب جهان روشن ز نور حضرت باری / نباشد ظلمت و تاریک نباشد هم سحاب امشب همه امشب ز اول تا سحر گه تا طلوع روز / منوّر عالم است امشب نباشد هیچ حجاب امشب نقاب چهره بگشودم نظر بر عالم معنا / بدیدم نور باران است به واقع نَیْ سراب امشب همه عالَم شده روشن ز مولود مه هستی / مدینه روشن از نورش ت وبنگر ماهتاب امشب بود امشب شب مولولد مسعود مه تابان / مبارک مولودی عالی بدون اضطراب امشب محمّد نام مولود است ابوجعفر بود کُنیه / تقی و مرتضیٰ قانع […]