شعرها

برخی از شعرهای آیینی
15 سپتامبر 2018

نور دو چشم زهرا

قطعه «نور دو چشم زهرا» از دیوان حب، مصیبت شهادت حضرت قاسم علیه السلام است.

آمد به نزد عمو قاسم نیکو لقا / اذن بگیرد رود جهاد قوم دغا عمو دو دست خود را بگردن قاسمش / او را گرفت در بغل و گریان شدند هر دوتا حسین اجازه نداد قاسم به میدان رود / بوسید دو دست پای عمو به صدق و صفا اِذنَش بداد شاه دین رود به میان کین / رفت و بکشت عده ئی زان مردم بی وفا عَمْروبْنِ سَعْدِ لعین به فرق قاسم بزد / شمشیر کینش شکافت فرق سرش تا کجا افتاد به صورت زمین زدند عدوی پلید / بر جسم پاک عزیز ان زاده مجتبی صدا بزد عمو جان دریاب قاسمت را / از دست لشگر دون اَزَدِیِ بیحیا آمد حسین به بالین اجابتش […]
12 سپتامبر 2018

عفو و امان

قطعه «عفو و امان» از دیوان حب مصیبت شهادت حرّ ریاحی رحمه الله علیه است.

بیامد حُر به نزد شاه خوبان / بیامد تا بگیرد عَفو و اَمان گرفته دست به روی سر محزون / بیامد بهر توبه چشم گریان بگفت جانم فدایت نورد دیده / خودم باعث شدم این همه نقصان گمانم این نبود این جا رسد کار / بجنگ و تشنگی و خون و عصیان حسین فرمود ز اسب خود فرود آی / قبول است توبه ات جای تو رضوان بگفت خواهم سواره جنگ نمایم / نمود حمله به قوم نا مسلمان فراوان کشت ز اهل کوفه اما / بکشتند مرکبش را قوم عدوان پیاده جنگ نمود تا که شهید شد / رسید بالین او شاه شهیدان سر حر را گرفت بر روی دامن / ببست دستمال به […]
11 سپتامبر 2018

زمین کربلا

قطعه «زمین کربلا» از دیوان حب، در وصف ورود حضرت امام حسین، خوانواده و یاران او سلام الله علیهم به کربلا است.

روز دوم از محرم سال شصت و یک چرا / شد حسین بین علی وارد به دشت نینوا کرد سوال و گفت چه نام باشد برای این زمین / در جواب گفتند بود نامش زمین کربلا اشک به چشمان حسین آمد چو بشنید نام آن / گفت پناه گیرم خدایم را ز اندوه و بلا گفت به یارانش که بارگیرید رسیدیم بر مراد / گفت حسین باشد همین جا منزل و مأوای ما جد من فرمود که این جا قتلگاهِ ما بود / قبر ما در کربلا و تربتش باشد شفا زینب کبری چو بشنید از برادر این سخن / گریه کرد و گفت برادر، جان من بادا فدا گفت برادر جان مگر توکشته می […]
13 آگوست 2018

جمع خوبان

قطعه «جمع خوبان» از دیوان حب مدح ازدواج حضرت امام علی و حضرت فاطمه زهرا سلام الله تعالی علیهما است.

بیا مطرب نواده جان دوستان / نواده این دلم اندر گلستان نواده تو دلم را تا بگویم / حدیثی از زفاف نور رحمان حدیثِ ازدواج نَیِّرَیْن است / حدیث عقد هر دو سر یزدان عروسی دو نور چشم طاها / عروسی گل یاسین و عِمران عروسی علی و مرتضی و / زکیّه فاطمه باطن فرقان یقین این ازدواج امر خدا بود / نمود تاکید بر آن، آن حیّ سبحان بدان اول خداوند یگانه / بخواند عقد عروسی را در آسْمان مبارک باد صداق تعین نمودند / شفاعت گشته مهریه بدینان ز بعد آن بخواند عقد را پیمبر / ادا کرد خطبه ی عقد را چه آسان ملائک آمدند همراه جبریل / بیاوردند گل خشبو ز […]
29 سپتامبر 2017

میدان بلا

قطعه «میدان بلا» از دیوان حب، در وصف روز عاشورا و مصیبت شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.

روز عاشورا حسین آمد ز میدان بلا / تا وداع سازد همه اهل و عیالش از وفا گفت که یا زینب و یا کلثوم سکینه، فاطمه / هم عَلَیْکُنَّ مِنّی السَّلام و هم هزاران شکر خدا باد سلامم بر شما ای اهل بین فاطمه / ای که آلُ الله و فرزند رسول مصطفی من به میدان می روم تنها و یک دشت دشمن است / دشمن بی دین و هم بی عاطفه هم بینوا گفت سکینه ای حسینم تن به مرگ دادی چرا / در جواب گفتا چگونه کس نباشد خود رضا؟ یکه و تنها شدم یارو مُعین نیست مرا / نی برادر نی علمدار رشید باصفا هم زنان هم بچه ها دور حسین حلقه […]
11 اکتبر 2016

ذکر خدا

قطعه «ذکر خدا» از دیوان حب، در وصف شب عاشورا و مصیبت شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.

در شب عاشِر که زینب در میان خیمه ها / در نماز بود و به معراج هر دو لب ذکر خدا چون تمام شد آن نماز دیدی برادر در برش / گفت نشین خواهر که تا گویم برایت ماجرا صبح فردا جنگ شود آن چه خدا خواهد شود / کشته گردیم ما همه حتی علیِ مه لقا آه جانسوزی کشید زینب ز دل گفت ای حسین / گو تو هم کشته شوی آیا در این دشت بلا؟ دست خود بنهاد به قلب زینبِ والا مقام / گفت بگیر آرام تو خواهر دخت پاک مرتضی بین چه کرد با قلب زینب دست پر فیض حسین / گفت برادر گو، هر آنچه واقع آید از قضا زاده […]