بنده ذاکر کسى است که همیشه به یاد خداست با زبان ظاهر خدا مىگوید با زبان دل هم خدا مىگوید، اسمهاى خدا را با خصوصیت خاص آن یاد مىکند و به آن توجه دارد، ذاکر وقتى اسم محبوبش را به زبان جارى مىکند از آن لذت مىبرد، نام محبوبش بسیار شیرین است، براى شیرینى آن در همه جا در ذکر است.
ذکر، یک وقت ذکر جلى است، یک وقت ذکر خفى، یک وقت ذکر قولى یک وقت ذکر حالى است.
ذکر جلى آن است که انسان با زبان ذکر خدا بگوید.
ذکر خفى آن است که با دل ذکر خدا کند.
ذکر دفع مفاسد و معاصى و کدورت مىکند، یعنى بعضى از اذکار دفع معاصى و مفاسد و کدورات مىکنند، مانند ذکر سبحانالله. بعضى از ذکرها دل آدمى را وسعت مىدهند، مانند ذکر «رَبِّ آشْرَحْ لِی صَدْرِی» بعضى از ذکرها خواص مختلف و متعدد دارند و بعضى ثواب دارند. لازم است انسان ذکر داشته باشد. حیوانات داراى ذکر هستند. لذا حضرت حسین علیه السّلام مىفرماید: هیچ مرغى صید نمىشود مگر ذکر خود را فراموش کرده باشد، قرآن کریم مىفرماید: «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی آلسَّماوَاتِ وَمَا فِی آلْأَرْضِ» (قرآن کریم، سوره جمعه، آیه ۱) و یا مىفرماید: «وَإِن مِن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ» (قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۴۴) یا مىفرماید: «أَلَمْ تَرَ أَنَّ آللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی آلسَّماوَاتِ وَآلْأَرْضِ وَآلطَّیْرُ صَافَّاتٍ» (قرآن کریم، سوره نور، آیه ۴۱)
انسان که سرامد موجودات است باید ذکر داشته باشد و غافل نباشد. کسى که ذاکر نیست غافل است، کسى که غافل است نمىتواند ذاکر باشد. ذاکر کسى است که فقط بیاد خدا باشد، با زبان و با دل خدا بگوید.
قرآن کریم مىفرماید: «وَآذْکُر رَّبَّکَ إِذَا نَسِیتَ» (قرآن کریم، سوره کهف ، آیه ۲۴) وقتى غیر حق تعالى را فراموش کردى و خانه دل از غیر تهى کردى، خدا را یاد کن، خدا را با غیر نمىشود یاد کرد، اقلّش این است که شرک است، اگر خدا را با غیر یاد کنى، یا خدا را با خودت یاد کنى، یا خدا را با ذکر حق یادکنى یا خدا را با هر چه یاد کنى بدون مشکل نیست.
آیه شریفه لسان نبى مکرم صلّى الله علیه و آله و سلّم است و آیه در مقام بلندى قرار دارد، پس لازم است انسان در ذکر باشد، کسى که در ذکر نیست انسان نیست، چون فصل اخیر انسان ناطق است، یعنى ذکر است، پس انسان باید همیشه اهل ذکر باشد و تخلّق بذکر داشته باشد.
«فَسْأَلُوا أَهْلَ آلذِّکْرِ» (قرآن کریم، سوره نحل، آیه ۴۳) اگر شما اهل ذکر نیستید از اهل ذکر سؤال کنید.
در قرآن کریم حدود ۲۷۰ عنوان در مورد ذکر با صیغ مختلف آمده است؛ مانند:
«فَآذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ» (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۵۲) «وَذَکَرَ آللَّهَ کَثِیراً» (قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۲۱) «وَذَکَرَ آسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى» (قرآن کریم، سوره اعلی، آیه ۱۵) «وَآذْکُرُوا آللّهَ فِی أَیَّامٍ مَعْدُودَاتٍ» (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۰۳) «فَاذْکُرُوا آللّهَ عِنْدَ آلْمَشْعَرِ آلْحَرَامِ» (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۹۸) «آلَّذِینَ یَذْکُرُونَ آللّهَ قِیَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ» (قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه ۱۹۱)
در روایات هم دربارهى ذکر بسیار آمده است. امام صادق علیه السّلام مىفرماید: «ما من شىء الّاوله حدّ ینتهى الیه…» (بحارالانوار، العلم العلامه شیخ الاسلام المولى محمدباقر المجلسى، المکتبه الاسلامیه، الطبعه الثانیه، تهران، ۱۳۹۸ ه.ق، ج ۹۳، ص ۱۶۱).
هرچیزى نهایتى دارد جز ذکر، یعنى نمىشود گفت این مقدار ذکر کافى و بس است، نهایت ذکر براى مؤمن آن وقتى است که او به میرد. «قال الصادق علیه السّلام: «من کان ذاکرآ لله على الحقیقه فهو مطیع و من کان غافلا عنه فهو عاص…» (همان، ص ۱۵۸) یا مىفرماید: «من اشدّ ما فرضالله على خلقه ذکرالله کثیرآ» (همان، ص ۱۶۳)
از شدیدترین واجبات ذکر کثیر است.
اصبغبن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام نقل مىکند حضرت فرمود : «الذکر ذکران ذکر الله عزّوجلّ عند المصیبه و أفضل من ذلک ذکرالله عند ما حرّمالله علیک فیکون حاجزآ». (همان، ص ۱۶۴).
عن ابى عبدالله قال «انّالله تبارک و تعالى یقول من شغل بذکرى عن مسألتى عطتیه افضل ما اعطى من سألنى» (همان، ص ۱۶۱).
لازم است انسان ذاکر باشد، و مذکور او حق تعالى باشد. اگر کسى در حال ذکر باشد و مرگ او برسد، پس از خاک سپارى او و قطع ارتباطش با عالم دنیا دو ملک بنام نکیر و منکر از طرف خداى تعالى براى بازجوئى مقدماتى او مىآیند و از او سؤال مىکنند: مَنْ رَبُک؟ این ذاکر مثلا مشغول گفتن اللهاکبر، الله اکبر است. آن دو ملک برمىگردند، چون مىبینند این ذاکر بالاتر از سؤال آنان را ذاکر است. اگرچه اینها ذکر جلى و زبانى است.
بیان رسا، ج ۱، صص ۱۱۴-۱۱۸