در فراز سی و ششم مناجات شریف شعبانیه آمده است: «فتصل الى معدن العظمه و تصىر ارواحنا معلّقهً بعزّ قدسک».
نفس مقدس رسول خدا علی مرتضی سلام الله و صلواته علیهما و علی الهما از خدا میخواهد تا با نورانی نمودن چشم جان با مشاهدهی جمال دلارای محبوب دلها موانع و حجابها از سر راه دیدن و رسیدن به مقام مقدس ذات اقدس احدیت برداشته شود و بالاتر برسد.
در این جا چند عبارت پر معنا و سنگین آورده است: فتصل الی معدن العظمه ، نتیجهی نورانی شدن چشم قلب و جان و پاره نمودن حجابهای نوری و به معدن عظمت حق واصل شدن است، هنگامی که به آن مقام رسیدیم باطن و جانهای ما به عزت و مقام قدس و ذات اقدس پیوند میخورد.
معدن عظمت، ذات اقدس، باطن آن و مقام کُنه با عظمت خدای بزرگ است. به این معدن قید عظمت داده است. پس اصل عظیم در خدای بزرگ ذات با عظمت اوست. هنگامی که انسان بالا رود و به آن مقام مقدس برسد با آن پیوند حاصل میکند یعنی فنای فی الله تعالی مییابد یعنی نیست میشود؛ همین حال هم نیست هست، به آن مقام که رسید متوجه میشود که نیست و متوجه میشود که خداست. مانند: یک قطره آب، این قطره، آب است خودش میداند که یک قطره است و آب است و این را همه میدانند اما هنگامی که به دریا وصل شد آب است ولی دیگر قطره نمیباشد خودش و همه این را میدانند. تا زمانی که انسان به مقام فنای فی الله نرسیده است خودش را خودش میبیند، وقتی خودش خودش را نمیبیند خودش را خدا میبیند بلکه خودش را نمیبیند فقط خدا میبیند. اتصال، واصل و پیوند به این معنا میباشد.
زمانی که عارف به این مقام بلند رسید جانش با مقام قدس و عزت حضرت حق باقی وصل میشود؛ این مقام بقای بالله میباشد؛ همان گونه یک قطره آب هنگامی که وصل به دریا شد دریا میشود و به دریا باقی میماند.
موج و دریا توئی، نیست عجب و نیست دگری / عاشقا میخور و نغمه دمادم که خدا
(دیوان عشق، محمد روزبهانی، نشر آوای منجی، قم، ۱۳۹۱، ص ۶۴، غزلِ نغمه دمادم)
این عارف دُهُل دریده به مقام قدس و عظیم الهی واصل میگردد و با او باقی میماند، اما بقایش گسیخته و جدای از حق نیست، همان است و ظهور آن است.
جای حساس این جاست بسیاری از سُلاک و عارفان به این جا که رسیدند میبرند آن که در این ره پیر و عارف بالله، ظهور علی اعلی، علی ولی الله باشد و مربیش حضرت حق تعالی باشد نمیبرد بالا میرود به مقام جمع میرسد و مقام جمع، مشاهدیه ذات اقدس با تمام ظهوراتش میباشد به این مقام که رسید به توحید و توحید خالص و اخص میرسد و در این مقام همهی مقام جامع را یک خدا میبیند و به سویش سیر میکند، بالا میرود به مقام ذات اقدس میرسد سپس به سوی باطن و باطن باطن و کُنه آن حرکت میکند و دائماً در حرکت است، سکون و موت ندارد حی است و در حیات الهی در صعود است.
ای عاقلان، عالمام، دوستان و پیروان عارف بالله، علی وٰالیٰ، مولای ما، ما را در این مقام عظما شرکت داده است. بیائید شرکت کنیم و با پیروی از حضرتش اول با دل پاک و توحیدی از خدا بخواهیم سپس زمینه و مقدمات آن را در مقام وحدت فراهم نمائیم و دوران عمر و باقی ماندهی آن را در این راه مصرف داریم تا با یاری خدای بزرگ بتوانیم این راه پر سعادت و توحیدی را صحیح بپیمائیم، این قطرهی ناچیز را به دریای بیانتهای حقیقت متصل سازیم.
به آن جا که رسیدیم بار سنگین خودیت را از خود برداریم و از خیر و شر خود خلاص گردیم.
رندی و مستی خوش است / پا زدن بر سر هستی خوش است
و یا گوئیم:
تو ای عاشق فنا باید که باقی جان جانان است / نباشد غیر او جانی نما باور کلامم را
(همان، ص۵۷، غزلِ ساقی رندان)
ما نیستیم او گردیم بلکه ما نیستیم و او هست. خود فرمود: لاَإِلهَ إِلَّا الله (قرآن کریم، سوره محمّد، آیه ۱۹)
صحیفه ولایت، صص ۴۳۵-۴۳۸