ابتدا باید دانست که روزه سه مرتبه دارد: مرتبهى اول روزهى عام؛ مرتبهى دوم روزهى خاص و مرتبهى سوم روزهى اخص است.
روزهى عام آن است که شخص مکلف به فرمان خداى تعالى از اول صبح تا مغرب از آن چه روزه را باطل مىکند، خوددارى نماید، دهان از خوردن و آشامیدن بسته باشد، در این زمان چیزى نخورد و نیاشامد، و از کارهایى که روزه را باطل مىکند دورى کند، این روزه، روزهى مردم معمولى است.
روزهى خاص آن است که تمام اعضاى و جوارح آدمى روزه باشد.
به چشم و گوش و دل و دست و پاى روزه بدار / و گرنه این هوس روزه است و فکرى خام
در مقام روزهى خاص چشم روزهدار روزه است و به آن چه خداى تعالى راضى نیست، نگاه نمىکند و چشم خود را از نظر به نامحرم و از مناظر حرام مىبندد. در این مرتبه گوش روزهدار روزه است، صوت و صداى حرام نمىشنود، صوت و صداهاى نامشروع و صوت و صداهائى که در شأن مؤمن نیست مانند صوت و صداى لغو و بىمورد و دروغ و غیبت و نامحرمان را نشنود، به کلام غیرحق گوش فرا ندهد.
زبان روزهدار روزه است، هر کلامى را نگوید، زبان از دروغ گفتن و از غیبت کردن و از تهمت زدن و از افتراء بستن و از دشنام و ناسزا گفتن و از لغو و باطل و ناصواب بسته است. و خلاصه کلامى را که مولا راضى نیست به این زبان جارى نمىکند.
دست روزهدار روزه است، دست روزهدار به ناحق به سوئى دراز نمىشود. پاى روزهدار روزه است، شخص روزهدار در این مرتبه قدم نامشروع برنمىدارد. دهان روزهدار روزه است هر لقمهاى وارد این دهان نمىشود، لقمهى حرام و ناپاک به هضم تن روزهدار نمىرسد، بغض و کینه و عداوت هم به خلق خدا ندارد.
روزهى اخص و یا روزهى خاص الخاص آن است که دل روزه دار روزه است، دل روزهدار مرده نیست، دلى زنده و داراى حیات و حرکت است، نشاط و حبّ و عشق است، همیشه به یاد و ذکر خداست. «آلَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ آللَّهِ أَلاَ بِذِکْرِ آللَّهِ تَطْمَئِنُّ آلْقُلُوبُ» (قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۲۸).
کسانى که ایمان به خدا دارند دلهایشان به یاد خداست و به یاد خدا آرام مىگیرند، البته آگاه باشید که تنها یاد خدا آرامبخش دلهاست، دلى که بیاد خداست اطمینان و آرامش دارد، این دل، دل است، گِل نیست، دل ظرف محبت و جاى خداى تعالى است.
«قلب المؤمن بیتالله» (مفاتیح الغیب، صدرالدین محمد بن ابراهیم الشیرازى، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، چ. اول، بی جا، ۱۳۶۳، ص ۱۹۱).
روزهى اخص امساک از غیر است، شخصى که به مقام روزه اخص رسیده دلش روزه است، تمام دل خود را به خداى خود داده و غیرى در دل جا ندارد، این دل از غیر خدا روزه است، چون مملو از عشق حق تعالى است جاى خالى ندارد تا غیر خدا در آن جاى خالى بیاید، باطن این مرتبه از روزه آن است که غیرى نیست تا در دل او بیاید، فقط یک خداست و تمام قلب و دل و جان و وجود او را فرا گرفته.
روزهى صائمین، روزهى اخص است، و حضرت رسول خاتم صلّى الله علیه و آله و سلّم در این بیان روزهى اخص الاخص را طالب است، مىخواهد روزهى او روزهى اخص و روزهى باطن باشد، و روزهى اخص و باطن هم هست و جزاى روزهى اخص خود حضرت حق تعالى است.
حضرت محمّد صلّى الله علیه و آله و سلّم در بیانى مىفرماید: جزاى روزه خود خداست. قال رسولالله صلّى الله علیه و آله: «قالالله عزّوجلّ الصوم لى و أنا اجزى به» (بحارالانوار، العلم العلامه شیخ الاسلام المولى محمدباقر المجلسى، المکتبه الاسلامیه، الطبعه الثانیه، طهران، ۱۳۹۸ ه.ق، ج ۹۶، ص ۲۵۴). فرمود: خداى تعالى فرموده است هرکس براى من روزه بگیرد جزاى او منم. در موارد دیگر مىفرماید اگر نماز بخوانید و یا اگر به حج و زیارت خانه خدا بروید و یا کارهاى نیک و ثواب انجام دهید جزاى شما بهشت است، در این بیان مىفرماید: اگر روزه بگیرید جزاى شما خودم هستم، در نماز و اعمال دیگر ریا هست، خودنمائى و نظر غیر هست، مانند این که ممکن است کسى نماز را در مسجد بخواند و یا نماز را زیبا بخواند و یا ولاالضّالین آن نماز را بکشد و خیلى غلیظ بگوید، براى آن که به او توجه کنند، مردم بگویند نماز را زیبا مىخواند، این شخص آدم بانماز و خوبى است ولى روزه قبول ریا نمىکند، لذا روزهى خالص براى خداى تعالى است.
بیان رسا، ج ۱، صص ۷۵-۷۸