برشی از آثار

۱۰ آبان ۱۳۹۸

تدریس عرفان محبوبین

کتاب‌هاى فلسفه، حکمت و عرفان مانند کتاب هاى شفا، اشارات، اسفار، فصوص، مصباح الانس و منازل السائرین فلسفه و حکمت و عرفان محبین مى‌باشند، خیلى کم لحاظ محبوبین را دارند ولى امید است روزى کتاب هاى فلسفه، حکمت و عرفان به نام صحیفه‌ى سجادیه و صحیفه‌ى علویه در حوزه‌هاى علمیه کتاب درسى شوند و بیان فلسفه، حکمت و عرفان محبوبین نمایند. غنچه های نشکفته، ص ۵۰۴
۴ شهریور ۱۳۹۸

شیرینى ذکر خدا

مطالبی که پیشنهاد می شد پیش از مطالعه این مطلب مطالعه کنید: ذکر خدا ذکر خفی و جلی ذکر خدا شیرین است، اگر شیرینى ذکر خدا در جان انسان افتاد دیگر هیچ شیرینى به آن نمى‌رسد. جناب اویس قرنى مى‌گوید: (امشب شب رکوع است) و تابه صبح رکوع مى‌کند یا مى‌گوید: (امشب شب سجده است)، تا صبح سجده مى‌کند، یا مى‌گوید (امشب شب قیام است)، تا صبح در قیام است. و یا جناب بلال حبشى که دلى سفید دارد وقتى مشرکین به او مى‌زنند تا از خداى محمد صلّى الله علیه و آله و سلّم دست بردارد، او دست بردار نیست، در جواب کفار مى‌گوید: احد، احد، احد، احد،… او را بر روى ریگ داغ […]
۲۱ مرداد ۱۳۹۸

رحمت خداوند متعال

در روایتى آمده که حق تعالى مى‌فرماید: مرا به لطف و کرمم قسم دهید، حضرت هم خدا را به لطفش قسم مى‌دهد؛ خدایا تو را به لطفت قسم مى‌دهم در این روز مرا از توبه کنندگان و از بندگان صالح و مطیع و از دوستان نزدیک خودت قرار بده، چون تو رحم دارى و از هر مهربانى مهربانترى، و به مهربانان عالم هم مهربانى، تو به همه مهر مى‌ورزى، و به تمام موجوداتى که آفریده‌اى عشق دارى براى آن که تو ارحم الراحمینى، رحمت تو بر غضبت سبقت گرفته است. «سبقت حمَتُهُ غَضَبَه» رحمت تو تمام هستى را گرفته. «وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ کُلَّ شَئ» وقتى وسعت رحمتت همه چیز را فراگرفته دیگر جاى غضب کجاست؟ غضب […]
۴ مرداد ۱۳۹۸

شُکر مُنعم

خداى تعالى بى‌نهایت از نعمت‌هاى خودش را به انسان عطا فرموده است، بعضى مى‌گویند در تن یک انسان  چهارده هزار نعمت قرار گرفته است گرچه نعم الهى در وجود انسان خیلى بیشتر از این‌هاست، بلکه تمام جهان نعمت است، و نعمت‌هاى اِلهى تمام وجود انسان را فراگرفته است و نعمت ولایت سرآمد نعم الهى است. شکر منعم به حکم عقل واجب است و انسان باید شاکر باشد، آیات فراوانى درباره شکر و شاکر آمده است. «وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ» (قرآن کریم، سوره نمل، آیه ۴۰).  کسى که شکر مى‌کند، شکر خودش و به سود خودش مى‌باشد کسى که کفران مى‌کند و شکر نمى‌کند خدا از شکر خلق بى‌نیاز […]
۱ مرداد ۱۳۹۸

کمال انسان

انسان کامل است و کمال انسان به این است که مى‌تواند معصیت خدا کند ولى موجودات دیگر این کمال را ندارند، مثلا ملائکه نمى‌تواند معصیت کند زمین، آسمان و افلاک نمى‌توانند معصیت کنند ولى انسان توان معصیت را دارد و این توان کمال است ولى وقتى معصیت کند ناقص مى شود، آن که معصیت خداى توانا مى‌کند ناقص است. غنچه های نشکفته، ص ۵۰۳
۲۸ تیر ۱۳۹۸

اقسام اخلاق عرفانی و راه سالک

مطالبی که پیشنهاد می شد پیش از مطالعه این مطلب مطالعه کنید: اخلاق عرفانی چیست؟ اخلاق عرفانی را به دو بخش تقسیم می کنند: ۱: عرفان نظری ۲: عرفان عملی عرفان نظری: در بخش عرفان نظری، عارف در پی وحدت شخصی وجود و خدایابی است؛ عارف خودش را فراموش کرده و نمی بیند، او هرچه می بیند ظهورات خداست عرفان عملی: در بخش عرفان عملی، عارف در پی رسیدن به خدای تبارک و تعالی می باشد. عارف هر دو بخش را پیشروی می کند؛ قبل از پیش روی در هر مورد؛ ابتدا باید مقدمات آن را کسب کند؛ اگر کسب مقدمات نکند زبان می بیند. مقدمات عبارتند از: منطقیات، ریاضیات، طبیعیات، اطلاعات عمومی. با این […]
۴ تیر ۱۳۹۸

کار باید برای خدا باشد

خوشا به حال کسى که هر کارى مى‌کند براى خدا بکند و کسى که براى خدا کار کند مانند؛ تحصیل علم، قرائت قرآن، حفظ قرآن، نماز گذاردن، حج و زیارت، مسجد و مدرسه ساختن، سیر کردن گرسنگان و … وقتى از دنیا برود نتیجه‌ى آن کار را به همراه خود مى‌برد و در هر جا برود چراغ راه اوست؛ به هر عالم برود به همراه و کمک کار اوست و در هر حال از آن نفع مى‌برد ولى اگر براى خدا نباشد بلکه براى پُست و مقام دنیوى باشد یا براى توجه مردم باشد یا براى مدح و توصیف دیگران باشد و یا خلاصه براى مال و املاک و براى زرق و برق دنیا باشد […]
۳۱ خرداد ۱۳۹۸

ذکر جلى و خفى

مطالبی که پیشنهاد می شد پیش از مطالعه این مطلب مطالعه کنید: ذکر خدا ذکر جلى از قلب است، ولى به واسطه زبان جارى مى‌شود. ذکر جلى براى انسان قوّت مى‌آورد، اگر کسى روزى بر او بگذرد و ذکر جلى نداشته باشد مانند کسى است که در جنابت مانده است. ذکر جلى براى جوارح است. لذا ذکر جلى نور چشم را زیاد مى‌کند و براى ذاکر خوشحالى مى‌آورد، گوینده ذکر بزودى پیر نمى‌شود، نگفتن ذکر باعث پیرى زودرس و پلاسیدگى در بدن و صورت مى‌شود. ذکر خفى بالاتر است از ذکر جلى، ذکر جلى دوام ندارد لذا عدد دارد ذکر خفى دوام دارد. ذکر خفى مقام حضور است و با آن مى‌توان طى الارض نمود […]
۲۸ خرداد ۱۳۹۸

بنده صالح

اگر انسان بخواهد به مقام بالا برسد اول باید بندگى کند سپس از راه عبودیت مى‌توان به بالا رسید. شاعر در این زمینه مى‌گوید: از عبادت نى توان الله شد / مى‌توان موسى کلیم الله شد ولى مى‌توان گفت : از عبادت مى‌توان الله شد / وانگهى موسى کلیم الله شد در بیانى آمده، «العبودیّه جوهره کنهها الربوبیه» (تفسیر نورالثقلین، محدث شیخ عبدعلى بن جمعه، المطبعه العلمیه، قم، بی تا، ج ۴، ص ۵۵۶) ذات بندگى کردن خدایى کردن است، به جز عبادت راهى بسوى خداوند نیست، پس بشر باید بنده باشد. خدایا مرا بنده قرار بده، آن هم نه بنده این و آن، نه بنده زر و زور، نه بنده مال و منال، نه […]
۲۴ خرداد ۱۳۹۸

پرده پوشى خدا

در انسان استعداد بدى از استعداد خوبى بیشتر است، به دلیل این که شیطان اکثر مردم را بسوى بدى مى‌کشاند، ولى همه انبیاء علیهم السّلام اقلّى را به خوبى مى‌رسانند، بشر طورى آفریده شده که هم صفات ملکوتى دارد و هم خصائص حیوانى و به سبب آن که انسان نوعاً ضعیف است به شهوات حیوانى میل پیدا مى‌کند و به دنبال آن مى‌رود و تمایل به گناه پیدا مى‌کند، با آن که گناه چیزى است که انسان را از خدا دور مى‌کند، انسان در اثر گناه خرد مى‌شود، لذا براى محفوظ ماندن بشر از گناه مى‌باید به خداى قادر متعال پناهنده شد، تا از شر گناه حفظ گردد. رسول گرامى از خداى خود مى‌خواهد انسان […]
۲۱ خرداد ۱۳۹۸

ذکر خدا

بنده ذاکر کسى است که همیشه به یاد خداست با زبان ظاهر خدا مى‌گوید با زبان دل هم خدا مى‌گوید، اسم‌هاى خدا را با خصوصیت خاص آن یاد مى‌کند و به آن توجه دارد، ذاکر وقتى اسم محبوبش را به زبان جارى مى‌کند از آن لذت مى‌برد، نام محبوبش بسیار شیرین است، براى شیرینى آن در همه جا در ذکر است. ذکر، یک وقت ذکر جلى است، یک وقت ذکر خفى، یک وقت ذکر قولى یک وقت ذکر حالى است. ذکر جلى آن است که انسان با زبان ذکر خدا بگوید. ذکر خفى آن است که با دل ذکر خدا کند. ذکر دفع مفاسد و معاصى و کدورت مى‌کند، یعنى بعضى از اذکار دفع معاصى […]
۱۰ خرداد ۱۳۹۸

بصیرت و محضر خدا

اگر انسان چشم بصیرت پیدا کند دیگر گناه نمى‌کند چون در هر حال خدا را مى‌بیند، در محضر خداى حاضر و ناظر، گناه نمى‌کند. نقل شده است مردى شهوت‌ران، دامى گسترانیده بود و زنى را به دام انداخت، از او درخواست عمل فجیع و نامشروع و کثیف نمود، آن زن او را موعظه کرد ولى به خاطر آن که چشم‌ها و گوش‌ها و وجود آن مرد را شهوت حیوانى فراگرفته بود، حرف‌هاى زن را نپذیرفت، زن تدبیر دیگرى کرد و به آن مرد تمایل نشان داد، به او گفت من هم مایل هستم به شرط آن که جائى پیدا کنى تا کسى ما را نبیند، مرد گفت جز من و تو کس دیگرى در این […]