متن گرافی

۲۹ بهمن ۱۳۹۵

منتظران در قیام به روی ماهت نظر

منتظران در قیام به روی ماهت نظر به روی ماهت نظر منتظران در قیام دیوان عشق، ص۳۶۴
۹ آذر ۱۳۹۵

چو مسموم شد رضا اندر خراسان

چو مسموم شد رضا اندر خراسان شهید زهر کین شد شاه خوبان دیوان حب، ج۳، ص۲۴۹
۲۸ مهر ۱۳۹۵

از آن زمان که شنیدم صَلایِ اِنّی مَعُکْ

از آن زمان که شنیدم صَلایِ اِنّی مَعُکْ حدیث آتش عشقم رسید به گوش فلک دیوان عشق، ص ۲۸۲
۱۷ مهر ۱۳۹۵

کتک زدن کودک جنایت است

کتک زدن کودک جنایت است و لازم است انجام نگیرد زیرا برای آینده ی او و جامعه زیانبار است. آن کس که گفته:چوب معلم گل است / هر کس نخورد خل است خود او خل بوده که چنین گفته. غنچه های نشکفته، ص۵۰۵
۹ مهر ۱۳۹۵

بلا را با ولا روز اَلَسْت با دوست عهد بستم

بلا را با ولا روز اَلَسْت با دوست عهد بستم دیوان عشق ، ص ۳۴۸
۲۹ شهریور ۱۳۹۵

عجب عیدی بود امشب تمام عالم بالا

عجب عیدی بود امشب تمام عالم بالا همه شاداب و سر مستند به عشق حضرت مولا ولایت شهد شیرین است برای ساکنان عرش خلافت را نمایان کرد محمّد واقع معنا دیوان حب، ج۱، ص۶۶۲
۷ شهریور ۱۳۹۵

او در دارائى غنى ما در ندارى غنى هستیم

حضرت حق تعالى غناى مطلق است ما بندگان او هم غنى هستیم، با دو بیان: ۱⃣  او غنى است ما هم غنى هستیم او در دارائى غنى است ما در ندارى غنى هستیم او در وجود غنى است ما در عدم غنى هستیم لکن بوى غناى وجودى او به مشام ما مى‌رسد ولى بوى غناى عدمى ما به مشام او نمى‌رسد، شاعر بیانى دارد: بنازم به بزم محبت که آن جا / گدائى به شاهى مقابل نشیند ما در مقابل خدا هستیم، او در دارایى ما در ندارى. ۲⃣  او غنى است ما هم غنى هستیم او در دارایى غنى است ما در نادارى غنى هستیم او در وجود غنى است ما در ظهور از […]
۲۲ مرداد ۱۳۹۵

چون بدیدم طاق ابرو و خم زلف سیاه

چون بدیدم طاق ابرو و خم زلف سیاه چشم خود از غیر آن زیبا صنم گو بسته ام دیوان عشق ، صفحه ۳۴۲
۲۵ تیر ۱۳۹۵

رندان یخه چاکند هم با ظاهر افسرده

رندان یخه چاکند هم با ظاهر افسرده گه به خاک رُخ مالند گه به تخت شاهانه دیوان عشق، ص ۳۹۷
۱۶ تیر ۱۳۹۵

تاراج دلها می کنم گر دامنش آرم به کف

تاراج دلها می کنم گر دامنش آرم به کف دیوان عشق، ص۲۶۶
۱۳ تیر ۱۳۹۵

چگونه کوه سختی را به زیر آرد به یاد او

چگونه کوه سختی را به زیر آرد به یاد او زِکوه دست بر نمی دارد زِ روم آید اگر قیصر دیوان عشق، صفحه ۲۱۲
۸ تیر ۱۳۹۵

در شب قدر حضرت حق نازل شد

در شب قدر حضرت حق نازل شد، قرآن کریم مى‌فرماید: إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ مراد از «هو» حق تعالى است و حق تعالى باطن قرآن  است. خدا در شب قدر باطن قرآن را به قلب مقدس رسولش نازل نمود و حضرت به تدریج قرآن را از سینه و لبان مبارک خود نازل نمود. غنچه های نشکفته، ص۴۸۹