قطعه «شاه لافتیٰ» از دیوان حب، مولودیه امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام است.
مُطرِبا سَر دِه نوایی تا سحر خیزم ز جا / زیر آسمان پهن کنم سجاده ئی شکر خدا
هر دو دست خود بر آرم رو به سوی آسمان / تا به صبح خوانم خدا را تا قبول افتد دعا
در دعا خواهم بیابم سیزدهِ ماه رجب / عیدی خود را بگیرم از علی مرتضی
بَه، چه سیزده از سماوات نور باران می شود / مکه و کعبه نگر پر از ملک تا هر کجا
روز جمعه سیزده ماه رجب نور تمام / در میان کعبه ظاهر شد امام اَولیا
بَه، چه نور آمد ز بالا در جوار فاطمه / عصمت کبرای حق دانم به صد صدق و صفا
از ابو طالب پسر، عبدالمطلب جد او / اصل پاکش طاهر و اَطهَر مُطهر اِنَّما
اصل پاکش اصل توحید و ولایت آمده / پاکترین اصل و نسب دارد وصی مصطفی
اصل او تا حضرت آدم همه پیغمبرند / پاک و معصوم و موحد اولیاء و انبیا
نطفه پاک و مطهر در اَصلابِ شامخه / یا به اَرحامِ مُطهر دائماً اندر جلا
نور پاک سرمدی است در سیر و در سیر نزول / پاک و پاکیزه به خاک مکه مصباح ضیا
فاطمه بنت اسد اندر طواف بیت حق / رو نمود بر صاحب خانه که آسان کن به ما
ماجرای حمل و مولود و ولایت زین ثمر / چون که باشد آیتی عُظما ز آیات شما
چون دعا فرمود به یک باره شکافت رُکنِ یمانی / داخل بیت خدا شد فاطمه شاد و رضا
اهل مکه در تلاش بودند گشایند درب بیت / لکن امکانش نیافتند فتح باب گردید رها
تا سه روز بنت اسد مهمان حق متعال / روز چارم رَخنهِ رکن یمانی بر سرِجا
فاطمه بنت اسد همراه فرزند عزیز / خارج از بیت خدا شد روی دستش خوش لقا
گفت ندا داد هاتف غَیبی مرا ای فاطمه / نام این مولود علی باشد چه خوش نام مرحبا
چون رسید مولود به دست حضرت خَیرُالبَشَر / بر جمال احمدی بگشود دو چشمان دلربا
کرد سلام و داد شهادت بر خدا و بر رسول / گفت بخوانم بر تو انجیل و زبور تورات را
هم ز قرآن کریم خوانم حضورت مؤمنون / خواند و گفتش مرحبا بهتر ز داود و موسی
گر خود موسی و عیسی حاضر مجلس بودند / نی به این زیبا بخوانند یا که زیبای زیبا
بین علی قرآن ناطق، هم صراط مستقیم / هم امام متقین و خامس آل عبا
زین ولادت کعبه شد بَیتُ الشَّرَف کَنزِ خَفی / سینه سینا درید و فوق مینا و سما
زین ولادت کعبه شد بیت خدا فرمود خدا / قلب مؤمن خانه حق جای رحمان است روا
زین ولادت کعبه شد مِشکاتِ مصباح جمال / صاحب خانه زیارتبا دو صد شور و نوا
وَه، چه خانه وَه،چه زادگاه وَه، چه مولود سعید / خانه زاد حق تعالی آیهُ اللهِ العُظمی
زادگاهش مسجد و سَیرِ شهادت مسجد است / این ولادت این شهادت هر دو قرب کبریا
وارد ناسوت به مسجد سَیرِ دنیائی تمام / خارج از ناسوت ز مسجد سَیرِ عُقبا و بقا
کی بود دنیائی مولا تا به دنیا پا نهد / پا به مسجد می گذارد مسجدش مهد عُلا
آن زمانی را که بین مَسجدَین در سُیر بود / داد طلاق و سه طلاق آن عیش دنیا آشنا
این ولادت با شهادت کس ندید عمر بشر / در میان خانه حق هر دو خانه پُر بها
عمر دنیا تا ابد دیگر نبیند جز علی / این چنین وارسته و بی نقص و پاک و مقتدا
کی توانی وصف کنی عاشق تو با لفظ و کلام / این ولادت این شهادت را ز شاه لافتیٰ
دیوان حب، ج ۱، صص ۱۱۳-۱۱۷