بُرشی از آثار
تکه تکه از کتاب های منتشر شده
24 آوریل 2018
24 آوریل 2018
موضوعات
کائنات یعنى بودنىها و حوادث عالم، اقدار یعنى قدر و مقدّر، مقدّر از عالم قضا و قدر است. این جا مسئله قضا و قدر، خیر و شر و سعادت و شقاوت و خلاصه پیش آمدها مطرح است. مسئله خیر و شر را در شرح و تفسیر دعاى روز سوم ماه مبارک رمضان مختصر بیان کردیم، مسئله قضا و قدر را انشاءالله تعالى بمناسبت دعاى روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان بیان مىکنیم، مسئله سعادت و شقاوت را هم در بیان دعاى روز دوازدهم ماه مبارک رمضان بیان داشتیم، در این جا به طور اجمال اشاره مىشود. حضرت از خدا مىخواهد در مقابل پیش آمدها به او صبر عطا کند، وقتى انسان زنده است و […]
3 فوریه 2018
3 فوریه 2018
موضوعات
فکر ارزش والائى دارد، در حدیث مىفرماید: «تفکر ساعه خیر من عباده ستین سنه». (بحارالانوار، العلم العلامه شیخ الاسلام المولى محمدباقر المجلسى، المکتبه الاسلامیه، تهران، چ. دوم ، ۱۳۹۸ هـ.ق، ج۶۹، ص۲۹۳) یک لحظه فکر، بهتر از شصت سال عبادت است. مراد از ساعت شصت دقیقه نیست، شصت دقیقه فکر کردن براى مردم محال است، مراد از ساعت یعنى لحظه است. عن ابى عبدالله علیه السلام «تفکّر ساعه خیر من عباده سنه» (همان، ج ۷۱، ص ۳۲۷)، یا مىفرمایند: «تفکر ساعه خیر من قیام لیله» (همان، ص ۳۲۴) یک لحظه فکر کردن بهتر است از یک سال عبادت و یک لحظه فکر بهتر است از یک شب به قیام ایستادن، زیرا فکر انسان را به […]
18 دسامبر 2017
18 دسامبر 2017
موضوعات
یک درس از حضرت على علیه السّلام، «اذا دخل فى البیت کان صبیآ و اذا کان خرج من البیت کان رجلا» [است.] حضرت على علیه السّلام هر وقت وارد خانه مى شد «کان صبیآ» مانند بچه وارد مىشد یعنى خیلى آرام، معمولى و خودمانى وارد مىشد؛ با بچههاى خانهى خود برخورد بچهگانه مىکرد و با آنان بازى مىکرد؛ هیچ خود را نمىگرفت؛ اهل خانهى او با او در آرامش بودند. ولى وقتى از خانه خارج مىشد «کان رجلا» در اجتماع مرد و مردانه بود؛ مردى و قدرت خود را در جامعه مىبرد. شخص قوى لازم است چنین باشد و شخص ضعیف عکس این است. غنچه های نشکفته، ص ۲۴۴
12 دسامبر 2017
12 دسامبر 2017
موضوعات
پس از آن که موسى علیه السّلام بنى اسرائیل را از اسارت فرعون و فرعونیان نجات داد مأمور شد تا آن ها را به سرزمین مقدس بیت المقدس و شامات ببرد. به شهر اریحا رسیدند؛ اهل آن شهر مردمى از عمالقه بودند آنان مردمى قوى هیکل ولى جبار بودند. موسى دستور داد تا بنى اسرائیل با آن ها بجنگند و شهر آن ها را تصرف کنند. مردمى که در زیر ستم فرعونیان رشد کرده بودند افرادى ترسو بودند لذا حاضر به جنگ با عمالقه نشدند، به موسى گفتند: ما این جا نشسته ایم تو با خدایت بروید با آن ها بجنگید و آن ها را بکشید تا ما وارد این شهر شویم. به سبب آن […]

