غنچه های نشکفته

21 فوریه 2020

گناه ظلم است…

گناه ظلم است، ماندن در گناه و توبه نکردن ظلم دیگرى است. غنچه‌های نشکفته، ص ۳۸۹
24 ژانویه 2020

طمع نداشتن

انسان خوب، کسی است که به هیچ کس طمع نداشته باشد، حتی به خود و خدای خود نیز طمع نداشته باشد و فقط وظیفه ی خود را انجام دهد. غنچه‌های نشکفته، ص ۳۷۹
17 دسامبر 2019

اقتدار یا زور

قدرت و اقتدار آن است که بر عدل استوار باشد. زور آن است که بر ظلم استوار باشد. غنچه های نشکفته، ص ۴۸۹
27 سپتامبر 2019

عبادت و خسران

نوع مردم به اطاعت و عبادت خودشان، حالت کسب مى‌دهند؛ یعنى عبادت مى‌کنند تا به آنان ثواب داده شود. قرآن کریم مى فرماید: «إِنَّ آلْإِنسانَ لَفِى خُسْرٍ» به سبب آن که کاسب هستند ضرر مى‌کنند. غنچه های نشکفته، ص ۵۱۰
7 ژوئن 2019

برترین و بالاترین کارها در دنیا

برترین و بالاترین کارها در دنیا الف- بپا داشتن نماز اول وقت ب- خدمت به مقام اقدس ولایت ج- خدمت به مردم و مخلوقات الهى غنچه های نشکفته، ص ۵۰۱
30 آوریل 2019

شناخت کفر و ایمان

هر مؤمن لازم است انواع و اقسام کفر را بشناسد، کفر زهر کشنده‌ است. اگر کسى کفر را نشناسد ایمان را نمى‌شناسد. غنچه های نشکفته، ص ۵۰۵
16 می 2018

ماه مبارک رمضان

ماه مبارک رمضان، ماه برکت، رحمت، نماز و سجده می باشد. غنچه های نشکفته، ص ۲۷۰
12 دسامبر 2017

عدالت و سیاست

بهترین سیاست در دنیا عدل است. شخص عادل، سیاستمدار این عالم است. غنچه های نشکفته، ص۴۱۲
17 ژوئن 2017

حقیقت شب قدر

حضرت فاطمه‌ى زهرا سلام اللّٰه علیها حقیقت شب قدر است. غنچه های نشکفته، ص ۴۵۳
27 می 2017

ماه مبارک رمضان

ماه مبارک رمضان ماه عبادت، ماه قرب به خداى تعالى، ماه مناجات با خدا، ماه زکات، انفاق و افطار دادن است. غنچه های نشکفته، ص۲۷۰
8 اکتبر 2016

کتک زدن کودک جنایت است

کتک زدن کودک جنایت است و لازم است انجام نگیرد زیرا برای آینده ی او و جامعه زیانبار است. آن کس که گفته:چوب معلم گل است / هر کس نخورد خل است خود او خل بوده که چنین گفته. غنچه های نشکفته، ص۵۰۵
28 ژوئن 2016

در شب قدر حضرت حق نازل شد

در شب قدر حضرت حق نازل شد، قرآن کریم مى‌فرماید: إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ مراد از «هو» حق تعالى است و حق تعالى باطن قرآن  است. خدا در شب قدر باطن قرآن را به قلب مقدس رسولش نازل نمود و حضرت به تدریج قرآن را از سینه و لبان مبارک خود نازل نمود. غنچه های نشکفته، ص۴۸۹