دیوان عشق

9 ژانویه 2019

قبله ی حاجات من طاق دو ابروی تست

قبله ی حاجات من طاق دو ابروی تست منزل و مأوای من خوش به سر کوی تست غیر تو را منکرم در همه ملک وجود رو به هرچه کنم روی دلم سوی تست دیوان عشق، ص۶۱۱
28 دسامبر 2018

یک نوا بانگ اَنَاالْحَقْ سر دهند اندر عَلَنْ

یک نوا بانگ اَنَاالْحَقْ سر دهند اندر عَلَنْ چون اَنَا گویند چو منصور بر سر دار آمدند دیوان عشق، ص ۱۶۳
28 سپتامبر 2018

رخ زیبا ز نَهانخانه برون کرده ببین

رخ زیبا ز نَهانخانه برون کرده ببین ز ازل تا به ابد جلوه ی مسـتانه عیان دیوان عشق، ص ۳۷۸
6 سپتامبر 2018

آتشی از عشق جانان بر دلم افروخته

آتشی از عشق جانان بر دلم افروخته از نسیم شعله اش آیین و دینم سوخته لب چو بینی بسته باشد از مدیحش روز و شب مهر کرده دهانم هر دو لب را دوخته دیوان عشق، ص۶۴۶
1 آگوست 2018

فاش گویم که عیان است رخ زیبای نگرا

فاش گویم که عیان است رخ زیبای نگار پرده ای نیست که تا غیب و عَلَن شاهد آن دیوان عشق، ص۳۷۸
29 ژوئن 2018

از ازل صد عهد و پیمان با تو بستم ای صنم

از ازل صد عهد و پیمان با تو بستم ای صنم آتش هجران تو عهد و پیمانم سوخته دیوان عشق، ص۴۱۴
22 ژوئن 2018

گر گویمت که مردمک چشم مردمی

گر گویمت که مردمک چشم مردمی حق است و لیک، برتری تو از دعای من دیوان عشق، ص۳۸۶
1 می 2018

بیا تا ببوسم ز کارگران

بیا تا ببوسم ز کارگران دو دست و دو گونه به جسم و جان دو دستش توانمند و مشکل گشاست ببین دست حق فوق دستان عیان دیوان عشق، ص ۷۰۹
19 مارس 2018

طراوت صبحدم نسیم و بوی نگار

طراوت صبحدم نسیم و بوی نگار می کشد دل ها را یکسره سوی دِیار تو خفته در ثقل خود ز خود برون آی دمی نگر که هر لحظه اش همی بود نو بهار دیوان عشق، ص ۶۲۲
8 مارس 2018

زن بود مظلوم تاریخ ای بشر گو این پیام

زن بود مظلوم تاریخ ای بشر گو این پیام ظلم ها بسیار نمودند بر زن دنیا مدام گه به تحقیر گه به توصیف نیست عدالت هر دو نوع این همه افراط و تفریط است، ستم باشد حرام دیوان عشق، ص ۶۳۹
21 اکتبر 2017

من بیمار به دام درد گرفتار آمدم عاشق

من بیمار به دام درد گرفتار آمدم عاشق برای درد بی درمان خم ابرو دوا باشد دیوان عشق، ص۱۹۲
7 اکتبر 2017

به شوق دیدن رویت بدون پرده و عریان

به شوق دیدن رویت بدون پرده و عریان منِ بی دل نَهَم صورت بروی خاکِ راه تو دیوان عشق، ص۳۹۲