مَظهر آن ذات اقدس کاشِفِ سِرِّ وجود جله غَیْبُ الْغُیُوب است واقِفِ غیب و شُهُود سِرِّ عالم را ز آدم راضی فی الله رضا نسل پاک احمد مختار محمّد را درورد دیوان حب، ج۱، ص۶۷۰
نیمه شعبان شکفت یک غنچه از باغ ولا عطر و بویش کرده هر دل را پر از نور و صفا غنچه ی بشکفته گل شد صبح صادق بیت حق این گل از باغ محمّد جلوه گر تا هر کجا دیوان حب، ج ۱، ص ۶۷۳
ز بسم الله الرَّحمنِ الرَّحیم نطقم شود گویا بگویم از علی مدحی علی بر عالم است مولی علی نَفْس رسول اله وصی مصطفی باشد علی خود مظهر احمد محمّد باطن آقا دیوان حب، ج ۱، ص ۶۶۱
زن بود مظلوم تاریخ ای بشر گو این پیام ظلم ها بسیار نمودند بر زن دنیا مدام گه به تحقیر گه به توصیف نیست عدالت هر دو نوع این همه افراط و تفریط است، ستم باشد حرام دیوان عشق، ص ۶۳۹
گفت به یارانش که بارگیرید رسیدیم بر مراد گفت حسین باشد همین جا منزل و مأوای ما جد من فرمود که این جا قتلگاه ما بود قبر ما در کربلا و تربتش باشد شفا دیوان حب، ج۳، ص۸۴