وبلاگ

17 ژوئن 2017

حقیقت شب قدر

حضرت فاطمه‌ى زهرا سلام اللّٰه علیها حقیقت شب قدر است. غنچه های نشکفته، ص ۴۵۳
3 آگوست 2017

بشارت گویم عالم را گل باغ وِلا آمد

بشارت گویم عالم را گل باغ وِلا آمد ز باغ موسوی خندان گلی بس دلبرا آمد همه عالم معطر شد ز بوی دلربای او گل باغ محمّد بین رضایش در رضا آمد  دیوان حب، ج۱، ص۶۷۰
5 سپتامبر 2017

مَظهر باری تعالی اسم حُسنای خدا

مَظهر باری تعالی اسم حُسنای خدا غایَهُ الْغایاتِ عالم مقتدای انبیا صفحه اُمُ الْکتاب و هادی مُلک وجود هادی دین محمّد مَهدیش مُلک ولا دیوان حب، ج۱، ص۶۷۱
8 سپتامبر 2017

بود عید غدیر امشب، بود عید کمال دین

بود عید غدیر امشب، بود عید کمال دین رسید نعمت به اِتمامش اَتَم آمد چه بس شیرین بود عید رسالت هم امامت صاحبان عید یقین باشد محمّد با علی و آلشان عالین دیوان حب، ج۱، ص۶۶۳
10 سپتامبر 2017

بشارت باد مبارک باد شکفته شد گل جعفر

بشارت باد مبارک باد شکفته شد گل جعفر حیات خود گرفت این گل ز آب چشمه ی کوثر شکفت از غنچه عصمت گل خندان موسایم محمّد شاد و خرم ثنا گفت حضرت داور دیوان حب، ج۱، ص۶۶۹
22 سپتامبر 2017

گفت به یارانش که بارگیرید رسیدیم بر مراد

گفت به یارانش که بارگیرید رسیدیم بر مراد گفت حسین باشد همین جا منزل و مأوای ما جد من فرمود که این جا قتلگاه ما بود قبر ما در کربلا و تربتش باشد شفا دیوان حب، ج۳، ص۸۴
27 سپتامبر 2017

یا اَبَتاهْ عَلَیْکَ مِنّی السَّلام

یا اَبَتاهْ عَلَیْکَ مِنّی السَّلام جان پدر عمر علی شد تمام دیوان حب، ج۳، ص۱۹۱
29 سپتامبر 2017

میدان بلا

قطعه «میدان بلا» از دیوان حب، در وصف روز عاشورا و مصیبت شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.

روز عاشورا حسین آمد ز میدان بلا / تا وداع سازد همه اهل و عیالش از وفا گفت که یا زینب و یا کلثوم سکینه، فاطمه / هم عَلَیْکُنَّ مِنّی السَّلام و هم هزاران شکر خدا باد سلامم بر شما ای اهل بین فاطمه / ای که آلُ الله و فرزند رسول مصطفی من به میدان می روم تنها و یک دشت دشمن است / دشمن بی دین و هم بی عاطفه هم بینوا گفت سکینه ای حسینم تن به مرگ دادی چرا / در جواب گفتا چگونه کس نباشد خود رضا؟ یکه و تنها شدم یارو مُعین نیست مرا / نی برادر نی علمدار رشید باصفا هم زنان هم بچه ها دور حسین حلقه […]
7 اکتبر 2017

به شوق دیدن رویت بدون پرده و عریان

به شوق دیدن رویت بدون پرده و عریان منِ بی دل نَهَم صورت بروی خاکِ راه تو دیوان عشق، ص۳۹۲
21 اکتبر 2017

من بیمار به دام درد گرفتار آمدم عاشق

من بیمار به دام درد گرفتار آمدم عاشق برای درد بی درمان خم ابرو دوا باشد دیوان عشق، ص۱۹۲
5 دسامبر 2017

بشارت باد همه عالم دو غنچه گل ببار آمد

بشارت باد همه عالم دو غنچه گل ببار آمد دو گل خندان ز باغ عشق و یا از باغ یار آمد گل اول محمّد دان ز باغ عشق خندان شد گل دوم بود صادق که در ماه بهار آمد دیوان حب، ج۱، ص۶۶۰
12 دسامبر 2017

ستم حاکم و ترس ملت

پس از آن که موسى علیه السّلام بنى اسرائیل را از اسارت فرعون و فرعونیان نجات داد مأمور شد تا آن ها را به سرزمین مقدس بیت المقدس و شامات ببرد. به شهر اریحا رسیدند؛ اهل آن شهر مردمى از عمالقه بودند آنان مردمى قوى هیکل ولى جبار بودند. موسى دستور داد تا بنى اسرائیل با آن ها بجنگند و شهر آن ها را تصرف کنند. مردمى که در زیر ستم فرعونیان رشد کرده بودند افرادى ترسو بودند لذا حاضر به جنگ با عمالقه نشدند، به موسى گفتند: ما این جا نشسته ایم تو با خدایت بروید با آن ها بجنگید و آن ها را بکشید تا ما وارد این شهر شویم. به سبب آن […]